گزارش فعالیت کانون


پارسال اين موقع ها بود...كه بچه ها ، همه با هم با عشق سيدالشهدا یک دل،بی چشم داشت شروع به کار كرديم ... برای برگزاری يک مجلس عزا... كه هم شور داشته باشه هم شعور...... همه از دل مشغول بودند و يادم نميره برای پخش كردن چای با هم رقابت می كردند... و عزیزانی هم که اومده بودند از ما فعال تر بودند!...و در اين رقابت ها سهيم.... هم عزاداری داشتيم هم ختم قرآن...يه   ختم به ياد موندنی... كه نميشه توصيف كرد ... كه چه طور بچه ها صفحات باقی مونده رو با شور و شوق بر می داشتند... گذشت... بارون پاييزی نتونست ما رو به خاطر چترهامون خيس كنه اما ابر چشمهامون چرا...
رسيديم به زمستون... فصل برف و سرما... براش یه پيشواز هم گرفتيم...عصر يلدا رو با بچه های خوب کانون هنرمندان مهمون سالمندان بوديم... طولانی ترين شب سال ، نورانی ترين شب شد واسمون...زمستونش هم خالی از لطف نبود...از برگزاری جشنواره آدم برفی توسط دوستان كانون هنرمندان تا تلاش های ما برای يک شب شعر و تهيه مجله در بهار آتی...
گذشت و بهار جانان رسيد... فصل باران دوباره... اينجا بارونش غريب نبود حتي حس تازگی آشنایی! هم داشت پس گذاشتيم سير خيسمون كنه تا تو قایق چترهای وارونمون دل رو با طبيعت يكی كنيم...شب شعری بود كه من به شخصه هرگز فراموش نمي كنم... شايد دوستانی كه تماشاگر بودند نتونند حس كنند اما ما كه پشت صحنه بوديم لحظه لحظش كاربود و تعاون ، عشق ، تلاش ، لبخند و احترام... كار عالی بود... همه راضی... پس شكر خدا...ما هم راضی...و بی شک اگه اون عشق حاکم بر قلب های ما نبود نتیجه مقبول مهمون ها نمیشد...
 رسيديم به تابستون... ديگه كمی خسته بوديم ...گفتيم كمی استراحت کنیم تا آفتاب دلچسب تابستونی دوباره بهمون جون بده برای شروع نو... حركت نو...و پرانگيزه برای پاييز پيش رو.. و الانم تو پاييزيم... كه قراره كمی بعد دوباره ان شاء الله يه مراسم داشته باشيم برای اربعين...می خوايم سفرنامه رنج و صبرحضرت زينب(س) رو بشنويم شما هم با ما همراه باشيد...

دلتون به سبزی برگ های بهاری
غصه هاتون برگ های پاييزی



تمامی حقــوق مادی و معــنوی این سایت متــعلق به معـــاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه می باشد - طراحی:پارسه وب