شعر طنز


اما بیشتر

 مثل یک باران که میچسبد به صحرا بیشتر
دیدن ات از دور می ارزد ز دنیا بیشتر
 دوری ات هر روز باور کن عذابم می دهد
 می شود دلتنگی ام شب های یلدا بیشتر
 با تو من هر روز در باران قدم ها میزنم
 دست در دست تو دارم توی رویا بیشتر
 حسرت آنم که گویی دوستم داری شبی
 در جوابت هم بگویم مرحبا ما بیشتر
 عامل دلشوره ام گاهی همین لبخند تو
 لایک های پست ات اما در اینستا بیشتر
 نبض های من که دکتر گفت خیلی بد شده
 می شود بی نظمی اش وقت تماشا بیشتر
 عصر های جمعه دلگیر است میدانی چرا؟
 می شود خورشید هم آن روز تنها بیشتر
 عکس سلفی می دهد ابراز احساسات ما
 حال دل را شعر سلفی کردن اما بیشتر
کشف صادق بودنم سخت است میدانم چرا
 رل زدن هم مد شده امروز,فردا بیشتر
 بیخیال شعر شو من ساده می گویم به تو
 حال من خوب است بانو با تو اما بیشتر

بابک ابراهیمی


شکار

 شکار اولش حل کردنش آسان تر است اما چه سود
 می شود هر ثانیه این ماجرا دشوارتر
 با خیال خود نشسته بودما ، آرام و خوش
 ای خدایا هست آیا از منم بیکارتر؟
 فکر میکردم که من صیادم و او هم شکار
تازه فهمیدم که بودش از منم هشیارتر
 می زند هر لحظه ای پاتک خیالش مثل غم
 جای تسکین می شود از نو دلم بیمارتر
 آنچنان افسون او در من اثر کرده است
 که من به خواب غفلت و او در کمین بیدارتر
این همه جور و جفا تا کی؟ نکن محض خدا
 یک کمی هم خوب تا کن ای تو خوش رفتارتر
 تو از این اصرار بیهوده شکایت می کنی
 من هم از این بی محلی های تو بیزارتر
وه چه میشد تا دمی ما را به دل مهمان کنی
 دلربا بودی و آنوقت میشدی دلدارتر
باشه هرچه تو بگویی ما که تسلیم شما
 باز هم زخمی بزن بر مای دل افگارتر

حامد ویسی



تمامی حقــوق مادی و معــنوی این سایت متــعلق به معـــاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه می باشد - طراحی:پارسه وب