رئالیسم یا واقع گرایی


رئالیسم به صورت جامع و کلی به مفهوم حققت, واقعیت و وجود مسلم و نیز نفی تخیلات و امور ناممکن و غیر عملی است. رئالیسم در هنرهای تصویری و ادبیات، نمایش چیزها به شکلی است که در زندگی روزانه هستند ، بدون هرگونه آرایش یا تغییر افزون.
این سبک نقاشی در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه رواج پیدا کرد. در حقیقت به عنوان شاخه ای فرعی از سبک رومانتیسیزم (Romanticism) بود که با این ایده که می خواست نمایش دقیقی از زندگی روزمره را نمایش دهد از آن جدا شده و خود به یک سبک (Movement) در هنر نقاشی بدل شد.
از نقاشان دوره اول این سبک می توان به نقاشان فرانسوی Camille Corot- Baptiste-Jean (از 1796 تا 1875) و Jean Francois Millet (از سال1824 تا 1875) اشاره کرد.
رئالیسم یا واقع گرایی ، شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت (طبیعت بدون انسان و با انسان) از هرگونه «احساساتی گری» خودداری کند. اما منظور ما از رئالیسم ، در اینجا شیوه ی هنری ای است که از حوالی سال 1840به بعد در اروپا و دیگر نقاط جهان متداول شد. مدت زیادی از میانه قرن نوزدهم نگذشته بود که شارل بودلر شاعر و هنرشناس فرانسوی، در سال1846نقاشیهایی را می ستود که بتواند «خاصیت قهرمانی زندگی معاصر» را به وصف درآورد. در آن زمان تنها یک نقاش وجود داشت که برآوردن این «نیازمندی» را اساس ایمان هنری خود قرار دهد. و او کسی نبود جز گوستاوکوربه که در بخش قبل از او نام برده شد. مشهورترین و اصلی ترین هنرمند سبک رئال، گوستاو کوربه، می گوید هدفم این بوده است که بتوانم رسوم، اندیشه ها و ظواهر را آنچنان که به چشم می بینم شبیه سازی کنم. همچنین او می گوید: من اصلا نمی توانم فرشته ای را بکشم که او را هرگز ندیده ام. فرشته را نشانم دهید تا بتوانم تابلویی از پیکرش بکشم. هنگامی که کوربه پرده ی «سنگ شکنان» را به معرض نمایش گذاشت، نخستین اثری بود که واقعگرایی برنامه ریزی شده ی او را به طور کامل در بر داشت.
وی دو مرد را که بر جاده ای کار می کردند دیده بود و آنها را سرمشق نقاشی اش قرار داده بود.
کوربه آنها را به اندازه ی طبیعی ، با هیکلی جسیم و حالتی کاملا عادی ، بدون هیچ گونه نشانی از بارقه ی رنج یا حساسیت بارز نقاشی کرد. در سال های 1855 که نمایشگاه نقاشی پاریس در انحصار آثار انگر و دلاکروا بود کوربه با تشکیل دادن نمایشگاه خصوصی آثار خود را به همراه «بیانیه ی واقعگرایی» خود عرضه کرد. موضوعات او بیشتر شکارچیان، دهقانان،کارگران و ... بودند. به بیان او دنیای نقاشی دارای «قوانینی طبیعی» است و نخستین وظیفه ی هر نقاش این است که به پرده نقاشیش وفادار بماند نه نسبت به دنیای خارج و همینجاست که طرز فکر «هنر برای هنر» که بعدها در اروپا رواج یافت بنیان می یابد. کوربه در نقاشی های خود از هرگونه پیرایه بندی و اغراق احساساتی خودداری می کرد، تا آنجا که معمولا کارهای او را زشت و ناهنجار و غیرهنری به شمار می آورند.
رئالیسم به مثابه یک روش هنری، قابل تعمیم به بسیاری از آثار هنری-صرف نظر از سبک یا اسلوب معین – است. رئالیسم را در آثاری می توان شناخت که هنرمند ا سطح ظواهر عینی فراتر رفته، حقایقی از روابط گوناگون و پویای انسانها با یکدیگر و با محیطشان را بیان می کند و به طور کلی با مسئله ی «انسان چیست و چه می تواند بشود» درگیر می شود. نقاشانی چون رامبراند،گویا، وانگوگ، پیکاسو، لژه و بسیاری از هنرمندان دیگر،آثاری واقع گرایانه آفریده اند. در برخی از این آثار روش های کژنمایی ، انتزاع و چکیده نگاری به کار رفته است. رئالیسم چون یک اموزه یا نظریه هدفمند , در میانه ی سده ی نوزدهم, واکنشی در برابر خصلت آرمانی کلاسی سیسم و خصلت ذهنی و تلفیقی رمانتیسم بود. واقعگرایی سده ی نوزدهم بر تفسیر همه جانبه ی زندگی اجتماعی و تجسم دقیق سیمای زمانه تاکید میکرد.( از نظریه پردازان اصلی آن , شانفُاری  و دورانتی بودند). ادامه ی جنبش رئالیسم سده ی نوزدهم به دو جریان امپرسیونیسم و ناتورالیسم – به خصوص در ادبیات- انجامید(واقعگرایی اجتماعی , رئالیسم  سوسیالیست, واقعگرایی نو)

 

اوین یوسفی



تمامی حقــوق مادی و معــنوی این سایت متــعلق به معـــاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه می باشد - طراحی:پارسه وب