تکامل انسانیت


در تمام دورانی که بشر روی زمین زندگی می کرده مثلما نیروهایی بوده که میشه گفت  همیشه باهاش بوده .نیروهایی که به وسیله اونا تونسته راهش رو در این مسیر سخت که توش قدم گذاشته طی کنه و برسه به چیزی که الان هستش و به وسیله همون نیرو ها هم راهش رو ادامه خواهد داد و پیشرفت خواهد کرد
خوب بیاین تا به ترتیب جلو بریم . کم کم خیلی از این نیرو ها خودشون رو نشون خواهند داد یکی از این نیرو ها و شاید مهمترینشون  قوه «فکر و خیال» هستش.ادمی از لحظه ای که وجودش رو به عنوان یه موجود قبول کرده این نیرو رو هم با خودش داشته .نیازی به اثبات فیزیکی نیست چیزی هستش که هممون تو وجودمون درستیش رو حس میکنیم و میتونیم بگیم که این جمله از درست ترین چیزهایی هستش که میشه بهش اشاره کرد
هر بار که انسان در شرایط جدیدی قرار گرفته ابتدا در ذهنش اون شرایط رو تصور کرده و با خودش گفته که چطور میتونم با این شرایط مقابله کنم .احتمالا شب ها قبل خواب و حتی در خواب هم همیشه دنبال این جواب بوده و مرتب اون شرایط رو با راه های مختلف که میتونست تصور کنه مورد تقابل قرارداده تا این که بالاخره یه جا تونسته تو فکرش به اون شرایط غلبه کنه
اینجا دومین نیرو که انسان رو به اشرف مخلوقات تبدیل کرده خودش رو نشون میده یعنی «عمل کردن «
انسان فهمیده که فقط نمیشه با فکر و خیال به پیروزی در برابر مشکلاتش برسه و تمام تلاشش رو به کار بسته تا با استفاده از محیط اطرافش اون چیزی که بهش دست یافته رو به مرحله عمل برسونه و کمی بعد متوجه شده که کار به اون آسونی ها هم نیست  و سومین چیزی که برای قدرت نمایی انسان لازم بود خودش رو نشون میده «یعنی تلاش کردن «.
انسان بار ها و بار ها در مسیری که میخواست در اون به پیروزی برسه شکست خورده اما همیشه ادامه داده چون تو ذهنش تونسته بود به اون شرایط غلبه کنه.انسان متوجه شده که ذهن از اون جلوتره.خیلی جلوتر.و تنها کاری که باید بکنه اینه که خودش رو به چیزی که واقعیت وجودیش هستش برسونه یعنی پیروزی.
بعد از اینکه با استفاده از این نیرو ها تونست خودش رو به اشرف مخلوقات تبدیل کنه متوجه میشه که هنوز یه چیز کمه
اون دوست داره که تو بین خودش هم به عنوان بهترین باشه و اینجا نیروی دیگه ای خودش رو نشون میده به نام «برتری داشتن نسبت به همنوع .»
 از اینجا به بعد دو دستگی به وجود میاد و واژه هایی شکل میگیره که ما اسمش رو میزاریم خوب و بد و انسانیت به دو دسته تبدیل میشه .چیزی که تا به این جا به نظر میرسید واحد هستش وحدانیت خودش رو از دست میده و باید گفت انسان تبدیل میشه به انسان خوب و انسان بد.و نیروی جدیدی شکل میگیره به نام «انتخاب کردن «.انسان به خودش این حق رو میده مسیرش رو خودش انتخاب کنه و بتونه در بین هر کدوم از این واژ ه ها که می خواد قرار بگیره
انسان خوب میگه که برتریت باید در راه درستش پیش بره یعنی کسی که به طور طبیعی از چیز هایی که در وجودش قرارداره بتونه بهتر و بیشتر استفاده کنه باید به عنوان برترین انتخاب بشه و انسان بد میگه نه یک انسان باید با نابود کردن تمام انسان هایی که نیروهای طبیعیشون از اون برترن به عنوان برترین انتخاب بشه و نباید امکان پیشرفت برای دیگران فراهم بشه .
انسان بد تا به حال  تونسته که وحدانیت مفهوم و اسمش رو نگه داره و  همیشه در هر دوران حضور بسیار پر رنگی هم داشته و بعضی وقتا هم تونسته تفکراتش  رو به طور کامل به اجرا بزاره .(کاری ندارم به اینکه چیزی در اخر براش نمونده و گروه اول همیشه پیروز شده و از این حرف ها.اگه بخوایم اینطوری نگاه کنیم گروه اول هم همیشه بعد دوره ای  میدان رو به این گروه واگذار کرده پس نمیشه گفت حق و قدرت با کدوم گروهه هر دو همیشه بودن هستن و خواهند بود )
اما گروه انسان خوب به دو دسته تبدیل شده. دسته ای تنها عمل کرده و معتقد بود که میتونه با تکیه بر چیز هایی که به عنوان نیرو در وجوشون وجود داره و قوی تر کردنشون بر دنیا حکومت کنه و خودش رو  به اوج شکوفایی برسونه
اما دسته دوم یک چیز و نیروی دیگه رو به وجود اورده  به اسم «با هم بودن.» این گروه میگه یک نفر هر قدر هم که بتونه خودش رو قوی کنه باز هم از اجتماع نیروی یک نفر ضعیف تره و برای اینکه بشه به اوج رسید باید باهم بود و با هم تلاش کرد.
کاری ندارم که کدوم یکی راه درست رو انتخاب کرده.همون طور که گفته شد همیشه زمان در حال گردش بوده و در هر دوره یک گروه و دسته تونسته نیرو رو در اختیار بگیره اما یک چیز واضحه و اون اینه کامل ترین گروه از نظرداشتن  «نیروها « دومین دسته از  گروه انسان خوب هستش .
این گروه متوجه شده که در گروه های دیگه یک خلاء بزرگ وجود داره.اسمش رو ضعف نمیزارم چون باز هم برای چندمین بار میگم همیشه قدرت بین گروه ها در گردش بوده و شاید همین خلاء عامل پیروزی گروه های دیگه نسبت به این گروه در اون بازه ها بوده اما یک خلاء هستش.یک نقص و یک کم بود که با واژه « تنهایی « بهش جان داده شده.
به جز گروه انسان خوب دسته دوم که «باهم بودن « رو هم به «نیرو» های خودش اضافه کرده بقیه « تنها» هستن.و من میتونم بگم این گروه ها در دوران موفقیت خودشون هم باز احساس شکست میکنن چون ناقص هستن. توانایی که یک دسته تونسته بهش برسه رو این ها ندارن و در نتیجه هیچوقت نمیتونن اون چیزی باشن که از اول به دنبالش بودن یعنی برتر بودن .
دو تا نیروی دیگه هم در بین انسان خوب هر دو دسته  وجود داره به نام های « دوست داشتن « و « دوست داشته شدن « .
نیروی « دوست داشته شدن « در بین هر دو دسته وجود داره چون بالاخره «خوب» هستن و به کسی اسیب نرسوندن و تلاش کردن با استفاده از افزایش توانایی های خودشون به اوج برسن اما « نیروی دوست داشتن « در دسته اول از انسان خوب یعنی دسته « تنها «  یا وجود نداره و یا ضعیف هستش. این دسته چون « تنها « هستش نمیتونه دوست داشته باشه و یا دوست داشتنی هم باشه توسط دسته دوم از بین میره .
دسته دوم نیروی « دوست داشتن « رو به طور بسیار کامل تری دارا هستش و همیشه در « با هم بودن « هست که میشه مفهوم واقعی « دوست داشتن « و « دوست داشته شدن « رو درک کرد.
این نیرو ها رو در مورد دسته انسان بد استفاده نمیکنم چون اصلا براش معنی نداره .اون دسته فقط پی نابودی هستش
و همینجا اعلام میکنم اگه میدونین که این دو نیرو حتی یکیش رو هم در وجودتون دارین پس شما جز گروه انسان خوب هستین
در گروه انسان بد به جای این نیرو یک نیروی دیگه به نام «خود خواهی « وجود داره که زیاد لازم به توضیح نمیبینم. مسلما نیروهای خیلی زیادی وجود داره که انسان های هر دو گروه در طول تاریخ تا به این جا تونستن بهش دست پیدا کنن و با استفاده از اون ها در هر  دوره بتونن حکمرانی کنن اما به نظرم مهمترین اونها نیروهایی بود که نام برده شد و من دوست دارم یک بار دیگه نیروهای گروه انسان خوب دسته دوم رو از اول بنویسم
1.فکر و خیال 2. عمل کردن 3. تلاش کردن 4. برتری داشتن 5 . انتخاب کردن  6 .  باهم بودن 7.دوست داشتن 8. دوست داشته شدن
همونطور که گفته شد تا نیروی پنجم در وجود هممون مشترکه و از اونجا به بعد هستش که با استفاده از نیروی « انتخاب «  مسیر ها از هم جدا میشه . شما آزادین که مسیر زندگیتون رو انتخاب کنین اما اگه کمال واقعی رو میخواین تنها مسیر پا گذاشتن به مسیر گروه انسان خوب دسته دوم هستش .
«با هم بودن « تنها چیزی هستش که با اون میتونین به کمال واقعی برسین

 

یاسین محمدی



تمامی حقــوق مادی و معــنوی این سایت متــعلق به معـــاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه می باشد - طراحی:پارسه وب